و خدایی که در این نزدیکیست

۱۲ مطلب در تیر ۱۳۹۴ ثبت شده است


به گل آب بدهی،گلاب می دهد؛یعنی همان چیز،بهترش را به شما برمیگرداند.

خدا دوست دارد مثل گل باشیم یعنی هرکس به ما محبتی کرد با محبت بیشتر پاسخ بدهیم.

وَ إِذا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها...(سوره نسا/آیه86)

هنگامی که شما را احترام کردند شما زیباتر احترام کنید.



به مناسبت هشتم شوال:

برادر بی حرمم حسن جان(مهدی اکبری)

* تخریب قبور ائمه بقیع(میثم مطیعی/واحد)

* تخریب قبور ائمه بقیع(میثم مطیعی/شور)

* تخریب قبور ائمه بقیع(میثم مطیعی/زمینه)


بعدا نوشت:

خیلی بروز است




یوقتایی اصن دیگه حس دردودل هم ندارم
نه از خودم نه از دیگران
چه نوشتاری چه بخوام از یکی گوش کنم
حتی دیگه گوشمم پره!!
:/
شنیده بودم آبانی ها گوش های خوبی هستن
کاش آبانی نبودم!

هیــس!

دوستانی که منو میشناسن میدونن خیلی طرفداری آقایون رو نمکنم(چه بسا "اصلن" طرفداریشون نمیکنم) ولی وقتی این پیام بدستم رسید یه لحظه دلم براشون سوخت (بگم ترحم بهتره یکم هم حرصشون بگیره) ولی انصافا در حق یه عده ایشون خیلی ظلم میشه(فقط هم یه عده هآ نه بیشتر) خیلی شک داشتم برای گذاشتن یا نذاشتن این پست(هنوز هم شک دارم) ولی خب تصمیم گرفتم (فقط و فقط) بخاطر زیبایی متن منتشرش کنم والبته اینکه نویسنده اش خانم بوده! حالا بد هم نیست از این پستها(ی طرفدارانه)واسه روز مبادا تووبم نگه داری کنم(یدونه اش کافیه،دو سه تا نشه صلوات)

از دستم در رفت دیگه!شاید هم حکایت همون جو ایی که توپست قبل گفتم!! اما اشکال نداره بخونید قشنگِ! هرچند با همه ی متن موافق نیستم ولی خب...

بازهم تاکید میکنم نیایید از متن علیه خانمآ استفاده کنیدآ خیلی خیلی برعکس ترش هم هستآ میگم فقط دوستداشتم همه متن رو بخونن ( نظری به مذاقم خوش نیاد حذف میکنم،دیکتاتور هم خودتونید!!)

:)

************

یک وقت هایی فکر میکنیم مرد بودن، چقدر می تواند غمگین باشد!!
هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید... هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند... هیچ انجمنی، با پسوند «... مردان» خاص نمیشود...!!مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند... 
این روزها، همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند.در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است.یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند.حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند...
یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از ۱۸ سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل...مسئولیت زندگی...حفظ ناموس...
همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از اینها نباشند !!!
...

چقدر خوبه وب گردی کنی اونم بعد یه مدت طولانی البته توی وبهایی که تاحالا نرفتی و نمیشناسشون

یه حسی داره!!!یه حس های جدید 

دیگه نویسنده رو نمیشناسی و با یه دید قبلی نمیخونیش!


از وقتی بیان امکان دنبال کردن رو گذاشته همش میترسم چندتا مطلب پشت سرهم بذارم 

نکنه دوستان از مرکز مدیریتشون بیان و بجایی اینکه رواسم وب کلیک کنن رو اسم آخرین پست کلیک کنن و فقط آخرین مطلبو بخونن!اونجوری از باقی مطالب مفیدم بی بهره میشن(الکی مثلا من همه ی پستهام مفیدن و هرز ندارم) چقدر هم بروزم!


امروز حسابی شعر خوندم یه دل سیر...

الان یه حسی دارم شاید چیزی شبیه جو! که دوباره دوردونه* رو باز کنم! وقتی هم که یه موسیقی آرومی زیرصدا داشته باشی این حس دوچندان میشه!

*مثلا قرار بود ناشناس بمونه! آلو تودهنم خیس نمیمونه! البته بسشه داره یه سالش میشه،بزرگ شده!نخود هم بود تا الان خیس شده بود.


هم بیکارم هم وقت نمیکنم به هیچ کاری برسم،تازه خسته هم میشم!

این روزام خیلی داره به بطالت میگذره!!ولی هیچ کاری هم از دستم برنمیاد میام هرکاری کنم میگم بذار بعد ماه رمضون

نمیدونم از بس پشت هم کلاس و درس و..بوده الان میخوام جبران کنم؟الکی خودمو توجیح نکنم تنبلی هم هست!


میگم که خیلی سخته ببینی عزیزترین دوستت مریض و هربار که میری دیدنش باید همش حرف بزنی و مزه پرونی کنی تا جو شاد بشه!
ولی من میدونم تو سختتِ بخدا درکت میکنم دلم آشوب،یوقت نگی این عجب آدمیه میاد اینجا فقط حرف میزنه و میخنده!میدونم ک میدونی!من بیشتر از اینکه به فکر تو باشم بفکر عموام، نمیتونم ناراحتیشو ببینم عمویی که صبوره و آروم! از خدا خواسته ام دلشو شاد کنه!همین.

من جام تو آشپز خونه است بخاطر موقعیت مکانی خوبی که داره،درس خوندنم،پای سیستم نشستنم،نوشتنم همه و همه اینجا صورت میگیره!خونه ی ما جنوبی و پنجره آشپرخونه رو به کوچه!
موقع نوشتن این پست(حدودای ساعت ده و ربع) یه ماشینی داشت پارک میکرد ولی صدای ضبطش بلند بود و من میشنیدم یه ترانه ی شاد گذاشته بود ولی من غم ام گرفت!اشکم نذاشت بنویسم اصن موضوع رو نمیخواستم به اینجا بکشونم!!
دیگه وقتی تیک پیامام برات توتلگرام دوتا نمیشه قلبم درد میگیره! نگرانِ حالت میشم!ان شاءالله سلامت باشی.

حالا که موضوعات هر بند انقدر متفاوت شده اینم باشه واس خودم!

دل واپسی ام نیست چه باشی چه نباشی

احساس تو کافیست چه متن و چه حواشی

"محمدعلی بهمنی"

بعدا نوشت:

 بین بند پنج و شش رابطه هست و مربوط به هم میشه

ولی چقدر این تفاوت دیدگاه ها قشنگه!


علی کیست؟
علی قره العین است
امیر عالمین است
و نور ثقلین است
و هم فاتح خندق, جبل و بدر و حنین است
علی نور دو عین است
...

دکتر شریعتی: در حادثه کربلا با سه‌ نمونه شخصیت روبرو می‌شویم.

  .اول:حسین(ع)حاضر نیست تسلیمِ حرفِ زور شود.تا آخر می‌‌ایستد. خودش و فرزندانش کشته می‌شوند. هزینه انتخابش را می‌‌دهد و به چیزی که نمی‌خواهد تن‌ نمی‌‌دهد. از آب می‌گذرد، از آبرو نه‌.

  .دوم: یزید همه را تسلیم می‌خواهد. مخالف را تحمل نمی‌‌کند.سرِحرفش می‌‌ایستد.نوه‌ پیغمبر را سر می‌‌ٔبرد. بی‌ آبرویی را به جان میخرد و به چیزی که می‌‌خواهد می‌رسد.

  .سوم: عمرِ سعد به روایتِ تاریخ تا روز ٨ محرّم در تردید است. هم خدا را می‌خواهد هم خرما، هم دنیا را می‌خواهد هم آخرت. هم می‌خواهد حسین(ع) را راضی‌ کند هم یزید را. هم اماراتِ ری را می‌خواهد،هم احترامِ مردم را. نه‌ حاضر است از قدرت بگذرد،نه‌ از خوشنامی. هم آب می‌خواهد هم آبرو. دستِ آخر اما عمرِ سعد تنها کسی‌ است که به هیچکدام از چیزهایی که می‌خواهد نمی‌‌رسد. نه سهمی از قدرت می‌‌برد نه‌ از خوشنامی.

 ما آدمهایِ معمولی‌ راستش نه جرات و ارادهِ حسین(ع) شدن را داریم،نه قدرت و ابزارِ یزید شدن را اما در درونِ همه ما یک عمرِ سعد هست! من بیش از همه از عمر سعد شدن میترسم..


*شروع کرده بودم از کتاب حرکت خوندن!برای خوندنش هم مثل اسمش باید انرژی خرج کنی!از وقتی تصمیم گرفتم بخش هاییش رو تووب بنویسم دوباره برگشتم از اول خوندن!هرچند کتابهایی اینجوری نوشتنشون سخته اما ان شاءالله سعی میکنم یه قسمتهاییش رو بذارم!

**یه وبی بود،کم و بیش هم هست (طلوع سرخ) که واسطه آشننایی با آثار استاد صفایی شد از تصویر نوشته های اون وب هم کمک میگیرم 

***داشتم پست های اون یکی وبم رو مرور میکردم که پست جدید بذارم،پیش خودم گفتم،به به چه نکته هایی خوبی رو گذاشی،چند دقیقه سکوت کردم و خیره به مانیتور بعدش یه تلخندی به خودم زدم و گفتم میدونم آخرش تو رو میذارن توگروه عالمان بی عمل..

یه حدیثی از امام صادق هست(مضمون به نقل) فرمودند:هر اندازه دلتان مى‌خواهد بیاموزید اما بدانید تا به علم عمل نکنید خداوند هرگز از آن علم به شما سودى نمى‌رساند،زیرا علما  عمل میکنند و نادانان روایت.(قکرمیکنم توبحارالانوار باشه)

بخاظر همین *** سعی میکنم زمانی از حرکت بنویسیم که خودم یه تکونی خورده باشم!اصلن شروع کردم به نوشتن که یه تکونی بخورم.


می روم مشهد، خیابان ها شلوغ
می روم در قم، شبستان ها شلوغ

کربلا که کل ایوان ها شلوغ
در مسیرش هم بیابان ها شلوغ

هیچکس مثل تو بی زوار نیست
با کریمان کارها دشوار نیست...


خیلی دلم میخواد اینو بگم به امام حسن میگن کریم اهل بیت،کریم هم دست رد به سینه کسی نمیزنه!

پس، گر گدا کاهل بود...



اشبه اباک یا حسن

و اخلع عن الحق الرسن

و اعبد الها ذا المنن

و لا توال ذالاحن


بیشتر بخوانید: لالایی بیداری




دریافت

دوروز نبودیما بیان چه امکاناتی گذاشته،من احساس غریبی میکنم!!

کم کم به همه ی بزرگواران سر میزنم در صحت و آرامش

یخم بازشه :)


بسم الله الرحمن الرحیم

نوشتن بعد این همه نبودن خیلی سخته،از سوژه هایی که داشتی و وقت نکردی ازشون بنویسی،از دلتنگیایی که داشتی و وقت نکردی بیانشون کنی از ... خلاصه که الان انقدر حجمشون زیاده نمیدونم کدومشون رو بنویسم...

از همه اتون که پیام گذاشیتد تبریک گفتید احوال پرسیدید سپاسگذارم

حس خیلی قشنگه وقتی هراز چندگاهی میای مرکز مدیدیرتت و میبنی چندتا پیام داری و دوستان معرفت خرج دادن تونبودت بیادت بودن و اینجاست که میگیم دوستان مجازی از واقعیا با معرفترن...

"دوست" میتونه فعل بگیره میتونه صفت بگیره،میتونه مثبت بیاد میتونه منفی بیاد،فعل که بگیره میشه دوست دارم و دوست ندارم؛ صفت که بگیره میشه همراه بودن میشه هم صحبت و هم راز بودن منفی هم نداره!

حضرت علی(ع) میفرمایند:"ناتوان ترین مردم کسی است که نتواند دوستی برای خویش برگزیند. و عاجزترین مردم کسی است که دوستی بیابد و قادر به حفظ او نباشد". اینجوریه که مجازی و واقعی هم نداره.

خلاصه که وجود دوست خوب توی زندگی ضرورت و نعمت هست،(قدر منو بدونید) و البته سعی کنیم دوستای خوبی هم باشیم نگیم دوست خوب میخواییم،خودمون اول برادریمون رو ثابت کنیم!

چه دوست در دوستی شد!

دوستیاتون پایدار، طاعاتتون قبول