و خدایی که در این نزدیکیست

۱۱ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است

دلم بی قراری می کند!

دانه های تسبیح را می شمارم و 

صد و ده مرتبه مرور میکنم:

از دشمن مرتضی علی بیزارم ....



 

 

 
مدت زمان: 2 دقیقه 56 ثانیه 
 
کمِ کمِ کمِ .... هرچقدر هم بگیم و یگن نه میشناسیم نه حق ادا میشه
 ولی حداقلش شنوایی یکم سیرآب میشیم

شنیدید میگن مجلس امام حسین که میرید حتی اگه اشکتون نیومد خودتون رو به حالت اندوه و اشک بزنید(مضمون به نقل) حالا من میگم کارهام که شبیه یه منتظر که هیچ، شبیه یه محب هم نیست اما زبانم رو میخوام عادت بدم به یه جمله؛ قبل همه آروزها یه جمله رو تکرار کنم،حداقل زبونی که میتونم،ظاهری که میتونم ادعا کنم تا شاید بعد کمال ظاهر در باطن اثر کرد...

این همه سال از عمرم میگذره همیشه شب لیلة الرغائب کلی آرزو کردم و به یسریش رسیدیمو نرسیدیم و ... امسال میخوام بزنم توگوش خواسته هام و دلم فقط و فقط یه جمله بگم بی پسوند بی پیشوند، حتی اگه خالص نباشه فقط بگم اللهم عجل الولیک الفرج.... شاید که قبول افتد.



بیزحمت منو دعا کنید همه جوره،
تنون سالم و دلتون خــــــوش
:)
لیلة الرغائبتون مبارک

سعید، دربان متوکل 

مامور شده بود 

شبانه خانه ات را غارت کند 

به خانه که رسید، نردبان گذاشت، 

روی بام خانه رفت و در تاریکی 

دنبال جای پا گشت تا از بام 

پایین بیاید.

کسی به اسم صدایش زد

صدای مهربان تو بود.

گفتی: سعید! تاریک است...

صبر کن برایت چراغ بیاورم


برداشتى از زندگى امام دهم شیعیان | امام على النقى الهادى(علیهم السلام)


بعضی دوستیا خیلی پربرکتن

یهویی آخرشب دوستم خبر داد که فردا دوباره سیره هست با گروه حاجینا میای؟ گفتم الان میگن؟مثل دفعه قبل که ماشین نذاشتن، دوره چجوری بریم؟که فرمودن برادرم میرسونن، ماهم به خودمون گرفتیمآرام پذیرفتیم گفتیم به به چه سیره ای بشودخنده و صبح به حمدالله راهی شدیم!(البته شایان ذکر است سیره های ما تماما خانمنآ)

حالا جدای شوخی بعضی شهدا واقعن غریبند یجوری مظلومن، حتما ریا نداشتن و خیلی خالص بودن،نه اینکه باقیشون داشتند هآ، که اصلا اگر ذره ای ریا داشتند شهید نمیشدن(جالبه اینو بگم همسر شهید میفرمودن بار اول که از اعزام برگشتن یکی از دوستانشون شهید شده بود شهید شهریاری میگفتن تیری که اومد دقیقا از کنار من رد شد همون لحظه که دوستم شهید شد برای ثانیه ایی شما و مادر و پدر وخانواده به نظرم اومدید و من دلیل شهید نشدنم تواون زمان رو همین میدونم!؛ که برای اعزام دومشون و البته آخرشون دیگه کاملا خودشون رو آماده کرده بودند) بقول حاج آقا:شهدا دنیا رو هفت طلاقه میکنن میرن...

اتفاقا دیشب هم توبرنامه ملازمان شبکه افق همسر شهید سیاهکلی میفرمودن که قبل اعزام که دیگه میدونستیم وقتی برن،برگشتی نیست من خیلی گریه کردم ایشون هم همینطور اما گفتن دلمو لرزوندی اما ایمانم رو نمیتونی بلرزونی ...

اینجوریه که کلا بعد از آرزوی شهادت داشتن نیرو و همت بیشتری میخواد واسه رسیدن بهش!



بله میگفتم که بعضیاشون چهرهاشون مظلوم تره غریب ترن،مثلا همین شهید اکبر شهریاری بعد از شهید محرم ترک،دومین شهید شهر تهران هستن سال 92 شهید شدند اما خب بخاطر کارشون و فعالیتها و حساس بودن اون زمان خیلی مطرح و علنی نشده بود،بعد همه ی اینهارو بگذریم کلا سبک زندگی خانواده پدرو مادر و ... اصلن فضا و جو موجود این مظلومیت رو داره،یاشاید مثلا یه معصومیت خاص...

درسته ما شهید گمنام و مفقودالاثر و اینا هم داریم اما مظلومیتی که میگم ها فقط باید درک بشه یجوری دلسوزترند انگار... من امروز تومنزلشون یه همچین حسی رو درک کردم.و مداوم تر باید بگم شهدا شرمنده ایم...

داشتم به بچه ها میگفتم که چی میشه طرف به مقام همسری شهدا میرسه؟، یک جواب قانع کننده ایی دریافت کردم که گفتن: حتما شبیه تو (ما) نیستن...!! میدونید میگم همونقدر که شهدا خاص و انتخاب شده و اعمال و رفتار پاک دارن یقینا همسرانشون هم همچین ویژگی هایی دارند...!ولی انصافا دوستدارم یه حس بستگانی بایه شهید رو درک کنم،همسر مادر خواهر فرزند... فکر میکنم طعم تلخِ دوستداشتنی داره.

اصلا قدر این مجالس رو نمیدونم ...آدم قدر نشناس که شاخ و دم نداره!!یکیش من...

امروز یکی گفت دعا کن منم آدم بشم؛گفتم من دعای محال نمیکنم،!!بعد پیش خودم گفتم این محالِ خودتِ ...

ولی شماها برای هدایت من دعا کنید،ثواب داره


بخشی از کتاب نه آبی نه خاکی(یادداشتهای شهید سعید مرادی)


یه سوزن به خودم:

حالا فهمیدم چرا میخوام ... ؛وقت برای ... زیاده،وایسا بجنگ،خودتو ثابت کن!

صورت مساله رو پاک نکن،حلش کن

(بلکه انسان از وضع خودش آگاه است،هرچند درظاهر برای خود عذرهای بتراشد"قیامت/14,15"  )



 


دریافت
 

تو دسته ی موسیقی اصولا سنتی گوش میدم یچیزی تومایه های عقیلی و قربانی و ناظری (آواز اکثرا)یچیزایی تو ترکیب اینا مثلا جدیدا بعضی های زندوکیلی ، بعد انتخاب بعضی شعراشون واقعا عالیه آدم کلی کیف میکنه 

چهارمین پست امسال رو تقدیم میکنم به:

 ام الائمه صدیقه طاهره حضرت فاطمه(ص) 

و همچنین تقدیم به مادران شهدا و همه مادران ایران زمین


اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ.



سومین پست امسال رو تقدیم میکنم به :

روح بلند و ملکوتی رهبر کبیر انقلاب،حضرت آیت الله خمینی(ره)  

دیروز رفته بودیم منزل یکی از بزرگای فامیل(حاج آقا دوسالِ عمرشون رو دادن به شما اما حاج خانم همچنان بزرگ فامیل هستند) که تِم قدیمی و سبک زندگی چندین ساله اشون رو همونجوری حفظ کردن؛ بین حال و پذیراییشون چندتا دَر هست و تنها ایام عید ما اون بخش از خونه رو رویت کردیم حتی مواقع دیگه ایی هم که منزلشون میریم درهای اونجا بازنیست؛بعد اونجا یه سفره ی خیلی خوشگل میندازن و همه چیو میچینن داخل سفره هم هفت سین هم وسایل پذیرایی(بعد داشتم به این فکر میکردم که چقدر قدیم ترها به فکر دخترها و البته حاج خانم بودن که زحمت رفت و اومدن های به آشپزخونه رو کم کردن والا یه مهمون میاد خونه ی ما برای آوردن وسایل پذیرایی صدبار میریم آشپزخونه و میایم جاکه نمیشه همه رو رومیز گذاشت مثل اینا سفره هم نمیندازیم،خب البته که قدیم معماری خونه ها هم خاص بوده) بعد اینکه چیدمان اون اتاق از زمانی که یادم میاد همونجوری بوده فقط شاید تواین مدت یه پرده اشونو عوض کرده باشن،یه ساعت قدیمی که صفحه اش آبی خیلی خوشرنگِ رو به دیوار زدن،طاقچه ایی که روش آیینه و گل و قاب عکس داره همیشه و همچنان باقیست،این دفعه یه قاب عکسی که به دیوار بود و از رنگ و رویی که ازش رفته بود معلوم بود برای چندین سال قبلِ نظرمو جلب کرد،(عروسشون هم اصولا مهمون که بیاد میان بالا) یه نگاهی کردم بهشون گفتم بااجازه من یه عکس از این قاب بگیرم؛همون لحظه حاج خانم گفت عکس آقا رو میگی؟بگیر!؛ منم رو به نوه اشون گفتم ببین اینجوری انقلابی میمونن...؛ همینجوری که عکسو میگرفتم با خودم فکرمیکردم کدوم ماها الان این کارو میکنیم؟تو پذیرایی کنار تابلو فرشها و ترمه های روی دیوار عکس رهبرمونو میزنیم؟؟ نه اینکه نداشته باشیم ها،داریم منتهی تواتاقمون روی میزی،کنج کتابخونه ایی نهایت پوستری روی دیوار...؛قدیمی ها انقلابی اصل بودن...

دومین پست امسال رو تقدیم میکنم به:



اصلا چهار پسر آورده بود 

که بلاگردان فرزندان علی باشند! 

ام البنین یعنی: 

عباس داشته باشی و بگویی: 

از حسین چه خبر؟!...

"پورمشیر"


سیزدهم جمادی الثانی سالروز رحلت ام الادب حضرت ام البنین

"یارب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجة"

بسم الله امسال رو تقدیم میکنم به:

نار و نور ،عشق و شور ،موسی و طور ،نزدیک و دور ،خلد و حور،اصل و فرع، عرش و فرش ،دریای جود ، پیر وجود،جان رکوع ،روح و سجود، سرقیام ،رمز قعود ،ایمان و دین ،غیب و شهود ،یار و معین ،امیرالمومنین علی ابن ابی طالب...


سال نوتون مبارکــ

تنتون سالم ،دلتون خوش

عزتتون مستدام ،عاقبتتون ختم بخیر

"یا علـی"