و خدایی که در این نزدیکیست

یکی از دوستان بودند هرازگاهی یسری تصویر گرافی های خیلی خوب میفرستادن،یه مدت هم تو کار معرفی کتاب بودند اما خیلی وقت فعالیت نمیکنن،این کم بودن مسریه انگار، بلاگ که هیچ به تلگرام ها هم میرسه چه بسا رسیده ..

حالا بگذریم هروقت یکم درگیر کار جدی میشم سریع انرژیم تموم میشه و فقط و فقط با کتاب خوندن آدم میشم! کتاب کاغذی ها نه تو نت و ... اینکه ورق بزنم(مامانم میگه کار شیطونه میخواد کار اصلیت جا بمونه چرا وقتای دیگه خستگید با کتاب در نمیره؟! میگم حالا اگه کار شیطون هم هست خوب شیطونی میکنه!!)

دوتا مجموعه شعر معرفی میکنم ،یکیش چقدر پنجره(که البته عکسشو خودم نگرفتم جزء همون تصاویر همسایه بزرگوار مجازیمون بوده )

دومیش هم حدود ساعت سه 

البته اگه الویت بندی میکنید اول دومی رو بگیرید بعد اولی

دومیه گزیده اشعار عاشورایی به انتخاب آقای برقعی ؛و اولی هم مجموعه شعر سعید بیابانکی


البته این مجموعه شعر همه اش آئینی نیستا  درهمه





رو تصویرا کلیک کنید، یکی یه صفحه اشو بخونید کیف کنید! 

فقط ببخشید تصویر دوم رو من انداختم کیفیت و دقت و زیبایی اولی رو نداره:)


میدونم در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است  ها،اینو میدونم ولی من میگم اگه توجوونی هرشیطنتی کردید تومجردی شیطنت داشتید خب باشه حله ولی سرجدتون ازدواج که کردید دیگه از شیطنتاتون دست بکشید،علاوه بر حق الناس حق الهمسر به گردنتون میاد که خعیلی بیشتر از حق الناس!!
همه اینها به کنار خانمی ک میدونی طرف زن داره آخه چرا ارتباط برقرار میکنی اصن توبگو مقصر اصلی هم اون آقاهه،ولی تو که میدونی مردا یکم عقلشون ناقص(دور ازجون یک عده ی عطیمشون) ،هرچقدر اون شیطنت کرد تو نکن،نگو ب من چه میخواست ارتباط نگیره شاید تو جوابشو ندی اونم دیگه بفهمه
آقایی که میدونی طرف ازدواج کرده چرا دوباره میری سراغش بابا یه زمانی میخواستید همو حالا ک نشده چرا زندگیشو بهم میریزی...
چی بگم؟! بعضیا هیچوقت کبیر نمیشن 

یکی دوهفته دیگه عروسی پسرعموم بود،بهم خورد...
البته میدونما یوقتایی قسمت یوقتایی اشتباه هرچی ک هست حوصله باز کردنشو ندارم فقط الان ناراحتم!!
بچه ها میگن  سرسال نشده پسرعموت دوماد شده ناراحت نباش!
ولی نه فقط اینکه پسرعمومه کلا وقتی یه خبر اینجوری میشنوم ناراحت میشم اصن شدید اعصابمو بهم میریزه
ان شالله همه اتون خوشبخت و عاقبت بخیر باشید :)