و خدایی که در این نزدیکیست

۱ مطلب در اسفند ۱۳۹۶ ثبت شده است

سلام

هیچوقت فکر نمیکردم انقدرطولانی ننویسم حتی به ذهنم هم خطور نمیکرد 7-8 ماه ننویسم،اصولا میگفتم من همیشه در صحنه ام بعدها هم با نوه هام میام،چقدر خنده دار واقعا آدم از یک ثانیه بعدش خبر نداره انقدر مطمئن حرف میزنه؛ اما تواین مدت هرنکته ایی هم داشتم باورکنید توذهنم ویرایش میکردم برای وبلاگ ولی همت و وقت واردکردن نداشتم،انصافا خیلی سخته میای میبینی خیلیا نیستن بچه ها دیگه فعالیت نمیکنن؛پیش خودم میگم نکنه همه کوچ کردن مثل چندسال پیش ک یهویی همه از بلاگفاکوچ کردن بلاگ، الان هم همه رفتن یجا دیگه و من خبرندارم!!!! ولی بقولی تا بوده همین بوده.

به هرحال بعد مدتها یه وقتی پیدا شد گفتم یه سری بزنم خیلی دلم میخواد از اتفاقات این مدت بنویسم هم برای تجربه عده ایی که میخونن هم برای خودم،از مراسممون که یک دنیا حرف میشه راجع به فرهنگامون توش نوشت که بالاخره چجوری گرفته شد(توپرانتز بگم تنها قشنگیش ک بدلم نشست زمانش (سالروز ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا) و کارت دعوتمون بود باقیش هم ساده و خوب بود حالا سرفرصت نکته وار میگم) ،از موکب امسال بگم که خیلی خیلی متفاوت بود همه جوره فضامتفاوت بود،از تجربیات زندگی مشترک،از تغییر و تحولات اخلاقی خودم که این از همه نکته مثبتش بیشتره.... خلاصه که زیاده اما واقعا شرایط زمانیشو ندارم،هیچوقت فکر نمیکردم خانه داری و زندگی انقــــــــــدر مسئولیت داشته باشه البته یوقتایی تنبلی و کم همتی خودم و عدم دسترسی نت هم عامل هست اما توفیق نیست حالا که نمینویسیم حداقل یه چهارتا متن درست حسابی بخونیم...

به هرحال من همچنان توفیقی باشه به یاد دوستان بلاگ هستم ان شاءالله هرجا که مشغولید و وقت بلاگ ندارید در راه درست و کار درست باشید.


الان ساعت 12:57دقیقه است و دارم آرشیو رومخونم

خداییش پستهای خوبی داشتما 

دلم تنگ شد برای اون همه مطالعه و دنبال نکته بودن